شما می توانید برای تهیه بن تخفیف 45 درصدی خرید کتاب روی لینک زیر کلیک کنید:
http://alitabar.com/bone-takhfif/
کتاب سیزده دلیل برای اینکه اثر جی اشر :
وقتی فردا یا پس فردا به خونه برسه، یه بسته جلوی در پیدا می کنه، اگه مامان یا
باباش یا کس دیگه ای زودتر بسته رو ببینه، ممکنه برداره ب ذاره رو تختش . اونم با
دیدنش هیجان زده می شه. هیجانزده شدم . یه بسته بدون آدرس فرستنده؟ فراموش
کرده آدرسو بنویسه؟ یا عمداً ننوشته؟ شایدم از طرف یه طرفدار پروپا قرص ناشناسه.
«؟ رسیدتو می خوای » : متصدی میپرسه
سرمو به علامت نه تکون میدم.
اما صدای چاپگر کوچک بلند می شه. میبینم که تکه کاغذی رو از پلاستیک
دندونهدار پاره میکنه و تو سطل زباله میندازه.
این شهر فقط یک دفتر پست داره . به این فکر می کنم که همین متصدی به بقیهی
افرادی که اسمشون تو فهرسته کمک کرده، همونایی که قبل از من این بسته به
دستشون رسیده . آیا اونا رسیدشون رو به عنوان یک یادگاری مسخره نگه داشتن؟ آیا
اونو تو کشوی لباس زیرشون قایم کردن؟ یا روی بردشون سنجاق کردن؟
ببخشید میتونم رسیدمو داشته باشم » ، همیشه رسیدمو می گیرم. همیشه میگم
به عنوان یک یادآوریکننده.
ولی اگه چیزی برا یادآوری می خواستم می تونستم از نوار کاست ها کپی بگیرم یا
نقشه رو پیش خودم نگه دارم . ولی اصلاً دلم نمی خواد دوباره اون نوارها رو گوش
کنم. هرچند صداش هیچ وقت از سرم بیرون نمی ره. و خونه ها، خیابون ها و دبیرستان
همیشه هست که یادآوری کنه . حالا دیگ ه از کنترل من خارجه . بسته به آدرس مورد
نظر فرستاده شده. و من دفتر پست رو بدون رسید ترک میکنم.
سرم بدجوری تیر می کشه، درست بالای ابروی چپم . آب دهنمو که قورت می دم
مزهی شوری احساس می کنم. هرچه به مدرسه نزدیک تر می شم، بی حال تر می شم
انگار میخوام غش کنم.
دلم می خواد بیفتم روز زمین و از حال برم . بیفتم تو پیاده رو و خودمو برسونم
لای پیچک ها. چون درست بعد از پیچک ها پیاده رو می پیچه، و پشتش فضای باز
پارکینگ مدرسه س. از اونجا به محوطه ی چمن جلوی مدرسه و ساختمون اصلی می -
رسی از درهای جلویی رد می شی و به یه راهرو ی پر پیچ و تاب می رسی که دو
طرفش کمدهای قفل دار و کلاس های متعدده و نهایتا وًارد اولین کلاس می شی که
در ادامه با ما باشید......